سال 1391
باز هم به تقابل شروع سال جدید و عید نوروز ، شعر زیبای فریدون رو زمزمه میکنیم که شیرینی این عید باستانی رو بیشتر تجربه کنیم .

بوی باران بوی سبزه بوی خاک / شاخه های شسته باران خورده پاک آسمان آبی و ابر سپید / برگهای سبز بید عطر نرگس رقص باد / نغمه ی شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست / نرم نرمک میرسد اینک بهار خوش به حال روزگار خوش به حال چشمه ها و دشت ها / خوش به حال دانه ها و سبزه ها خوش به حال غنچه های نیمه باز / خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز خوش به حال جام لبریز از شراب / خوش به حال آفــتـاب ای دل من گرچه در این روزگار / جامه ی رنگین نمی پوشی به کام باده ی رنگین نمی نوشی ز جام / نقل و سبزه در میان سفره نیست جامت از آن می که می باید تهی ست / ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب / ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ / هفت رنگش میشود هفتاد رنگ






جواد اسدی